سرباز امـام سید مجتبــی

  • خانه 
  • ارزش قلم دیده پاک 

دعـای فرج

 

 

✨بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم✨

🕊اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ،وَبَرِحَ الْخَفاءُ،

وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ،وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ،

وَضاقَتِ الاْرْضُ،وَمُنِعَتِ السَّماءُ،

واَنْتَ الْمُسْتَعانُ،وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى،

وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِوالرَّخاءِ؛

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد،

اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْناطاعَتَهُمْ،

وَعَرَّفْتَنابِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم،

فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاًعاجِلاً قَريباً

كَلَمْحِ الْبَصَرِاَوْهُوَاَقْرَبُ؛

يامُحَمَّدُياعَلِيُّ ياعَلِيُّ يامُحَمَّدُ

اِكْفِياني فَاِنَّكُماكافِيانِ،

وَانْصُراني فَاِنَّكُماناصِرانِ؛

يامَوْلاناياصاحِبَ الزَّمانِ؛

الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ،اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني،

السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ،

الْعَجَلَ الْعَجَلَ،الْعَجَل،

يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ،

بِحَقِّ مُحَمَّدوَآلِهِ الطّاهِرين🕊

انتظار

09 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

وقتی که در مسیر زمستان بهار نیست
معنای دیرآمدنت ، انتظار نیست

دستی گلایه های دلم را نمی‌خرد
چشمی برای آمدنت بیقرار نیست

ای کاش آسمان و زمین نیست می‌شدند
وقتی که عشق، جاذبه ای را دچار نیست

تنها مثلثی که بر انسان مسلط است
آیینه بودن است که در روزگار نیست

چشمم برای آمدنت پلک میزند
راهی به بیقراری اندوه یار نیست!

صفيه قومنجانی

 

 نظر دهید »

مهربانترین آفریده خدا

09 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

میگویند:
آن قدر مهربان بوده و خوش رو،
که همه بعد از رفتن به دیدنش،
دچار یک یقین می شدند:
“مطمئن شدم که مرا بیشتر از همه دوست دارد”
محمد را می‌گویم ، پیامبرمان 💕

عید مبعث مبارک

 نظر دهید »

در آغوش خدا

08 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

ღ꧁ خــدای من ꧂ღ


فانی ام… آغـاز و پایانی ندارم جز خودت
غیر مـقـدورم که امکانی ندارم جز خودت

سـال هـا مـحـتـاج نـان‍ـم از ت‍ـنـور خانه ات
از کسی در سفره‌ام نانی ندارم جز خودت

              

 نظر دهید »

عاشقانه های مهدوی

08 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

ღ꧁ مولای غریبم ꧂ღ


چون پشیمان نیستیم آقـــا پـریـشـان میشود
فـعـل مـا می بـیـند و هـر روز گـریـان میشود

قلب او از دست ما خون است، غصه میخورد
بس که مــا در غفلتیم از غـصـه نالان میشود

#اَلّلهُمَّـ‌عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💚
#سلام_امام_زمانم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌              

 نظر دهید »

شاه کلید

08 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

‌
میدونی فرق الماس و بقیه سنگ های گرون قیمت چیه؟!

اون دما و فشار بیشتری تحمل کرده و تبدیل به یه گوهر گرون قیمت میشه💎

تو هم بدون اگه زحمت بیشتری در جهت درست بکشی حتما ثمره ی اون رو جور فوق العاده ای تو زندگیت میبینی ✌️💙‌

‌پس به تلاشت ادامه بده ✅

 نظر دهید »

حدیث

08 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

دعای اما کاظم (صلوات الله علیه):
«خدایا بر محمد و آل او درود بفرست و
فرج انتقام گیرنده از دشمنانت را بزودی برسان و آنچه به او وعده کرده ای وفا فرما، ای صاحب جلال و اکرام»

📚مکیال المکارم ج۲ ص۳۱

 نظر دهید »

همسرانه

08 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

 زن و شوهر اگر به این درک برسن که نهایت امر کسی که براشون میمونه (٭همسرشون٭) هست با این درک بهتر میتوانند زندگی کنند و بچه هاشون رو تربیت کنند….

در خانواده که ما مدنظر داریم پدر و مادر راس هرم سیستم هستند که اگر با هم خوب باشن می توانند با انرژی که بهم دیگر میدهند زندگی خوبی داشته باشند..

‌‌‌

 نظر دهید »

حدیث

07 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

  امام كاظم عليه‌السلام می فرمایند: دانشِ مردم را در چهار قسم يافتم:


۱. پروردگارت را بشناسى
(#خداشناسی)


۲. بدانى با تو چه كرده است
(#خودشناسی)


۳.بدانى از تو چه خواسته است
(#وظیفه‌شناسی)


۴.بدانی چه چیز تو را از دين بيرون میکند
(#دشمن‌شناسی)


وَجَدتُ عِلمَ النّاسِ في أربَعٍ :
أوَّلُها أن تَعرِفَ رَبَّكَ ،
و الثّانِيَةُ أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بِكَ ،
و الثّالِثَةُ أن تَعرِفَ ما أرادَ مِنكَ ،
و الرّابِعَةُ أن تَعرِفَ ما يُخرِجُكَ مِن دِينِكَ


[كشف الغمّة جلد۳ ص ۴۵]

 نظر دهید »

شاه کلید

06 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!


کوتاه‌نوشته‌ای از سیره و سبک زندگانی آیت‌الله بهجت قدس‌سره:

قرار بود نماینده‌ای از ایران به لبنان برود.
تصمیم گرفتم او را نزد آقا بیاورم تا نصیحتی کنند.
تقریبا ساعت ١١:٣٠ شب بود که رسیدیم به منزل ایشان.
کارمان آنقدر واجب بود که به خودم اجازه دادم با اینکه از قبل هماهنگ نکرده بودیم، آرام در بزنم.
خود ایشان در را باز کرد، انگار منتظر ما باشد!
وارد شدیم و آقا برایمان چای آورد، مقداری صحبت کرد،
نزدیک ساعت ١٢:٣٠ پرسید: «شام خورده‌اید؟»
ناخودآگاه گفتیم: «خیر!»
آقا بلند شد و آرام از پله‌هایی که به آشپزخانه می‌رسید، پایین رفت تا غذایی مهیا کند.
پردۀ آشپزخانه را کنار زدم؛ دیدم که ظرفی را روی اجاق گذاشت و چند عدد تخم‌مرغ در آن شکست.

بعد یک سینی آماده کردند و همه چیز را در آن قرار دادند؛
اما نمی‌تواند بلندش کند، آرام‌آرام آن را تا پسِ پرده، روی زمین کشید.
ساعت ١:٠٠، شام حاضر بود،
چند عدد تخم‌مرغ نیمرو، کمی سبزی و چند خیار و کاسه‌ای زیتون و خرما که با سلیقه در سینی چیده شده بود.
تمام کار را خودش کرده بود.
از خجالت آب شدیم. هرچه کردیم، دستمان به‌طرف غذا نمی‌رفت. متوجه خجالت ما شد، نشست و با ما خورد تا راحت باشیم.
غذا ساعت ٢:٠٠ تمام شد، دوباره چای آورد. اگر کسی که ایشان را نمی‌شناخت، در آن حال ایشان را می‌دید، محال بود بفهمد کیست.
بالأخره نمایندۀ ایران، به لبنان رفت و برگشت؛
می‌گفت: «ذره‌ای در مصرف بیت‌المال دست از پا خطا نکردم. فکر می‌کنم این به برکت همان لقمه‌ای بود که میهمان حضرت آقا قدس‌سره بودم.»

📚 (این بهشت، آن بهشت، ص٨١-٨٢؛ بر اساس بر اساس خاطرۀ یکی از مرتبطین با معظم‌له)

 نظر دهید »

حدیث

06 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

خداوند خطاب به #حضرت_موسی💝
صلوات الله علیه:

«ای موسی،
این چهار وصیت مرا بخاطرت بسپار:
اول اینکه:
تا وقتی که نمی دانی گناهانت بخشیده
شده یا نه، عیب گویی دیگران را نکن.
دوم آنکه:
تا وقتی که می بینی گنجینه های روزی
من از بین نرفته اند بخاطر روزی ات
غم نخور.
سوم آنکه:
تا وقتی که می بینی من ملکم باقی ست،
بغیر از من امیدوار نباش.
چهارم آنکه:
تا وقتی که می دانی شیطان نمرده،
از مکر او ایمن نباش.»

📚کلیات حدیث قدسی ص۱۰۸

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 16
  • 17
  • 18
  • ...
  • 19
  • ...
  • 20
  • 21
  • 22
  • ...
  • 23
  • ...
  • 24
  • 25
  • 26
  • ...
  • 48
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

سرباز امـام سید مجتبــی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس