سرباز امـام سید مجتبــی

  • خانه 
  • ارزش قلم دیده پاک 

حکایت

25 بهمن 1403 توسط شهیـد نشوی ، می‌میری!

✍🏻از پیرمردی کهن سال روایت است که گفت:
برای پدرم فرزندی زنده نمی ماند تا این که در سنین پیری او، من به دنیا آمدم و او شادمان شد.
هفت ساله بودم که پدرم از دنیا رفت و عمویم سرپرستی مرا به عهده گرفت .
روزی عمویم مرا با خود نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) برد و عرض کرد:
«ای رسول خدا ، برادرم از دنیا رفته و این پسر از او مانده شما تعویذی (دعای حفظ) بیاموزید که با آن درپناهش دارم.»

🍃🌸پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: چرا به سراغ سوره های «قل» دار نمی روی:
🌹«قُل یا أَیُّها الکافِرون»
🌹قُل هُوَاللهُ اَحَد»
🌹«قُل أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَق»
🌹«قُل أَعُوذُ بِرِبِّ النّاس»
🌹 و در روایتی «قُل أُحِیَ اِلَیَّ…..سوره ی جن»

🍃🌸پیر کهن سال گفت:
«من تابه امروز بدان سوره ها پناه میجویم و تاکنون آسیبی به مال و فرزندم نرسیده است و بیمار و فقیر نگشته ام و به سنی رسیده ام که می بینید.»

📚شفا بخش و مشکل گشا، صحفه ۸۰

 

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

سرباز امـام سید مجتبــی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس